X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ اختصاصی محمد صادق حاتمی

شخصی - علمی - تحقیقاتی
یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1390

عشق هم آمد

عشق دانی که سرآغازش چیست ؟

امتداد دو نگاه

یکی از عمق دل و قعر وجود ، آن یکی بعد سجود

آن زمانی که دو چشمت ،  پیله خواهش را به وجودم تابید

ودر آن ظلمت و تاریکی شب ،

جاده ای روشن را در فراسوی افق دید زدم

و تو آن یاور دیرینه من ، که در آن جاده سبز

هم نوا با دل سودا زده ام  ، پا به اقلیم عدم می نهی و می گذری

چشم من خیره به دنبال تو کز غور وجود

با دو دستی که به مهر آغشته است ، سوی من آیی و با نغز کلام

دل سرگشته و حیرانم را نزد خود می خوانی

آه ای یاور من


روزایی که هنوز بچه بودم  فکر میکردم عشق چیه که سر مغزش دعواس؟ یکی میگه عشق ذات لا یتناهیه.یکی میگه عشق بوسیدن یه زنه.یکی میگه عشق و هدفش فقط بخاطر لذات جنسیه.یکی میگه عشق سیگاره. حالا همه اینا که تعاریف متفاوتی از عشق دارن سرش یه عمر میجنگن و میشن اینور آب و اونور آبی.میشن لس انجلسی و غیر لس آنجلسی.میشن روشن فکر و غیر روشن فکر و متهجر. خدا عالمه.

روزایی که هنوز بچه بودم فکر میکردم شهادت چیه . چجوریه؟ شهادت و فرهنگ شهادت و فدا شدن بخاطر یه هدف به چه معناس؟ اشهادت دروغه یا این نوشته ها که تو اینترنت پخش میکنن از طرف یه کوسه که ماهیا رو ترغیب میکنه بیان تو دهنش؟ شهادت و شاهد که نمادش همیشه یه شاخه گل قرمز بود کی اتفاق میافته؟ همش پشت خاکریزاس و با گلوله شکل میگیره یا راه دیگه ای هم داره؟ این مرگ با عزت و افتخار که برترین نوع مرگیه که بالاخره سراغ هر کسی میاد ، سراغ منم میاد یا نه؟ مگه جنگ تموم نشده و دیگه به جبهه کسی اعزام نمیشه پس یعنی شهادت هم تموم شده؟ پس من چی؟ منم میخوام.منم جدا از آموزشهای بیخودی که تو پایگاه بهمون میدادم شهادت رو میخوام.نه بخاطر اموزشهایی که اونا بهمون میدادن تو روستا و شهرستانمون بلکه بخاطر دلم که آرامش میخواد.بخاطر دلم که افتخار میخواد.دلم گشایش و وسعت و ایستایی میخواد. خدا دلم رو نگهدار.
امروز میبینم که خواسته های یه مشت جلبک بی آی کیو داره آرزوی منو نزدیک میکنه.نه غزه نه لبنانشون داره خوب جواب میده و تورو به آرزوت میرسونه.حالا دانشمندانمون دارن تیکه پاره میشن.جنگ اومده.همین جاس.محمد راه بیافت و بدزدش.تو هم یه سربازی از این جنگ.مگه آرزوشو نداشتی؟ اما من که هسته بلد نیستم که کسی بیاد به خیال خودش برای جلوگیری از دانشمون من رو بکشه.تو فقط یه کامپیوتری هستی تازه اونم از نوع اماتورش.پس من چی؟ منم میخوام. اونهمه ارزوهای بچگیم یعنی پر؟ خدا دلمو اروم کن.منم آرزوی شهادت دارم.آرزوی افتخار برای قلبم.برای روحم. دستم رو به سوی درگاهت دراز میکنم.دستم را بگیر.دستانم را بگیر.

امروز داشتم تو نت میگشتم تا ترانه های دوران کودکی خودم رو ببینم که به تصویر آرمیتای نازنین و پدر پر افتخارش رسیدم که خیلی بحثش تو دانشگاهها داغ شده.همه دوست دارن این دختر کوچولوی یتیم و فرزند شهید رو ببینن که دیگه یتیم نیست یه یه ملت برادر و خواهر و پدر و مادر داره. همیشه زنده ای و پاینده ای شهید و روح و قلب و وجدان ما



همه اینها مصداق حرف اماممونه که با چشم و دلی پر از نامردمی ها میگفت : بکشید ما را ملت ما بیدار تر میشود.من که بیدارم تا به خواب رفته ها رو بیدار کنم بگم پاشو نمازت دیر شد که امروز نماز و نیایش به درگاه صاحب شهداس.
دانلود کنید
اگه به موزیک دقت کنید ، متوجه میشید نوازنده نت های ویولون اون دقیقا همپای نت های فیلم سینمایی مادر با بازی حسین یاری و گلشیفته فراهانیه.

یا حق